







من از پشت شبهای بی خاطره *من از پشت زندان غم آمده ام
من از آرزوهای دور و دراز *من از خواب چشمان نم آمده ام
تو تعبیر رویای نادیده ای * تو نوری که بر سایه تابیده ای
تو یک آسمان بخشش بی طلب * تو بر خاک تردیئد باریده ای
تو یک خانه در کوچه زندگی*تو یک کوچه در شهر آزادگی
تو یک شهر در سرزمین حضور*تویی راز بودن به این سادگی
مرا با نگاهت به رویا ببر*مرا تا تماشای فردا ببر
دلم قطره ای بی تپش درسراب * مرا تا تکاپوی دریا ببر

|
نگاه میکنم ..... |
|
نگاه میکنم |
نمی بینم
چشم مرا هوای تو پر کرده
گوش میکنم 
نمی شنوم
گوش مرا صدای تو پر کرده

ای چشم من بدون تو نابینا
ای گوش من بدون تو ناشنوا
با من بمان
همیشه بمان
با من







گفتم سلام گفتي برو قلبم واست جا نداره
گفتم تو رو خدا نرو گفتي که فايده نداره
فکر نمي کردم که تو هم مثل غريبه ها بشي
دل تو هم سنگي بشه.. يه روز ازم جدا بشي
پا رو دلم گذاشتي فکر کردي که کي هستي
تو دل ما زياده........ عاشق راستي راستي
کي گفته که اگه بري پنجره مون بسته ميشه
دلم تو سينه ميميره... يه مرغ پر بسته ميشه
اينجوري هام نيست بخدا بهت نميگم که بمون
فقط اينو يادت باشه... که من بودم يه مهربون
حالا اينو خوب مي دونم تو خيلي بي وفا بودي
قلب تو با اون يکي بود تو هم واسش خدا بودي
